نکاتی در حاشیه مجمع عمومی کارگران خباز سنندج

 

بنابر خبرها انجمن صنفی کارگران خباز سنندج، مطابق با ماده 13 و 14 اساسنامه این تشکل، مجمع عمومی عادی خود را در تاریخ 22 اسفند امسال برگزار کرد. این مجمع با کنترل کامل پلیس امنیتی و حراست اداره کار و امور اجتماعی و حضور یوسف شعبانی مسئول حراست و مارابی مسئول تشکل های کارگری این سازمان دولتی، تشکیل گردید.

این گردهمایی از ساعت چهارو نیم بعد اظهر آغاز گردید. اگرچه حدود 115 نفر از کارگران خباز در این مجمع شرکت کردند، اما بیشتر وقت جلسه به سخنرانی این دو مقام مسئول اداره کار سنندج، اختصاص یافت. آنها طبق روال کاری شان ابتدا به تعریف و تمجید از عملکرد اداره مربوطه خود پرداختند و قول تقویت تشکلات کارگری را دادند. در ادامه به باید و نبایدهای این نوع تشکل ها، پرداختند و شروع به خط و نشان کشیدن برای کارگران کردند. علاوه بر این آنها از هیئت مدیره خواسته اند که بدون هیچ چشمداشتی، وظایف خود را انجام دهند و البته کارگران هم حق عضویت و هزینه ی این تشکل ها را بپردازند!

 مجمع عمومی انجمن صنفی کارگران خباز سنندج، بدون گزارش عملکرد هیئت مدیره و بی هیچ چشم اندازی، با اجرای دف و آواز به پایان رسید! در این رابطه، چند نکته را ضروری می دانیم که یادآوری کنیم:

اول اینکه بنابر قوانین و مقاوله های بین المللی کار که دولت ایران نیز زیر آن را امضا کرده است، کارگران باید آزادانه اقدام به ایجاد تشکل کارگری مورد نظر خود کنند و کارفرمایان و مقام های دولتی ، نباید در امور آنها دخالت کرده و نیروهای انتظامی صرفا باید امنیت آنها را تامین کنند. بنابراین سئوال اینجاست که اگر مجمع عمومی، متعلق به کارگران خباز است، مسئولین اداره کار سنندج در آنجا چه کاری دارند؟ باید از این آقایان پرسید که اساسا شما به چه دلیلی برای یک تشکل کارگری که می خواهد با اراده خود کارگران، چاره ای برای حل مشکلات و مصائب شان پیدا کند، تعیین تکلیف می کنید؟

 آیا تاکنون شما و کارفرمایان، برای یک بار هم شده کارگران را در جلسات و مجامع خود دعوت کرده اید، تا در تصمیم گیری های شما دخالت کنند؟ با این فرض که چنین بوده باشد، شما تا چه اندازه ای برای رای و نظر کارگران، ارزش قائل بوده اید و آن را جدی گرفته اید؟ آیا برای تعیین مبلغ 300 و 3 هزار تومان دستمزد سال 89، با کارگران و نمایندگان واقعی آنها مشورت کردید؟ شما از آنها پرسیدید که با وجود گرانی سرسام آور، آیا این مبلغ پاسخگوی حداقل زندگی یک خانوار چهار نفری هست و نیازهای اولیه مانند غذا، پوشاک، مسکن، هزینه تحصیل، درمان، تفریح و... را برآورده می کند؟ بی شک جواب این پرسش ها منفی است و کارفرمایان و حامیان آنها نه تنها توجه ای به آرای کارگران ندارند، بلکه همچنین آنها را در بدترین شرایط کار و زیست قرار داده اند و زندگی بخور و نمیری را به آنها تحمیل کرده اند. این در حالی ست که سرمایه داران از حاصل نیروی کار و زحمت کارگران، صاحب سودهای سرشار و کلان می شوند و از بهترین امکانات رفاهی امروزی استفاده می کنند.

دوم اینکه در شرایطی که کارفرمایان، به راحتی کارگران را اخراج و یا دستمزدهای آنها را ماهها به عقب می اندازند، همین مجریان قانون کارهستند که حقوق برسمیت شناخته شده ی جهانی کار، مانند حق اعتصاب و تشکل را از کارگران سلب کرده اند، تا آنها توان دفاع از خود را هم نداشته باشند. شاید مسئولین اداره کار سنندج به این اعتقاد دارند که بهتر آن است که کارگران از طریق قانونی و ارجاع شکایت های خود به اداره کار و محاکم قضایی، مشکلات خود را با کارفرمایان حل کنند! برای اثبات این ادعا باید بگوییم که کارگران نساجی کردستان، پرریس سنندج، ذوب آهن کردستان، فرش غرب بافت و کاشی کسری، مواردی هستند که مدت های مدیدی است در راهروهای ساختمان اداره کار و امور اجتماعی استان، سرگردانند و نتوانسته اند مطالبات خود را دریافت و بازگشت به کار را بگیرند. تلاش این نهاد حمایت بیدریغ از سرمایه و سرمایه گذاری به قیمت زیر پا گذاشتن کرامت انسانی کارگر است.

و بالاخره نکته سوم اینکه در بیشتر کشورهای دنیا، کارفرمایان موظف به پرداخت حق عضویت و هزینه های تشکل کارگری هستند. بنابراین در ایران هم نباید تشکل کارگری به دلیل وضعیت نامساعد مالی کارگران، منحل شود و دولت و کارفرمایان، باید مشکلات مالی این نهاد های کارگری را بدون هیچ چشمداشتی، تامین کنند تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند.

 

  

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

 27سفند 88

www.khamahangi.com

www.komitteyehamahangi.blogfa.com

komite.hamahangi@gmail.com

 

 

 

باز چاپ مطالب ین سیت فقط با ذکر منبع مجاز است