|
بیکاری وجه اساسی نظام سرمایه داری است
در جوامع طبقاتی طبقه سرمایه دار ونظام های حامیش همواره
برای ادامه بقاء و زیر سلطه نگهداشتن طبقه کارگر از هیچ نیرنگ و جنایتی رویگردان
نیستند.بیکاری که یکی از معضلات نظام طبقاتی است همواره از طرف صاحبان زر وزور
تقویت و گسترش می یابد .و عواقب وخیم آن همواره طبقه کارگری را که جز فروش نیروی
کارش برای تامین مایحتاج زندگی چیز دیگری ندارد را به منجلاب فقر و بدبختی کشانده
است.وهمواره بر معضلات اجتماعی می افزاید که خودکشی،اعتیاد،زنان و کودکان خیابانی
را می توان نام برد.
صاحبان سرمایه از ارتش ذخیره کار که خود بانیان آن هستند
نهایت سوء استفاده را کرده و به شدیدترین نحو کارگران را استثمار می کند.وتنها
چیزی را که مدنظر می گیرند سود دهی و منابع سود است چه بسا که به خاطر سود و منفعت
شخصی هزاران خانواده را بیکار کرده و یا به فقر وفلاکت کشانده اند ویا به کشور
دیگر حمله کرده و صدها وهزاران نفر زن و کودک وکارگرو زحمتکش را به خاک و خون
کشیده اند. که حمله امریکا به بهانه مبارزه با تروریسم به عراق و افغانستان
ویاحمله اسرائیل به مردم بی دفاع غزه را می توان نام برد.که همه و همه به خاطر سود
طلبی و منفعت شخصی و یا برون رفت از بحران های که خود مسبب آن هستند.
اکنون در شرایطی سال تازه را آغاز می کنیم که نظام سرمایه
داری با بحران بزرگی که در یک سده گذشته بی سابقه بوده دست به گریبان است .سعی و
تلاش دارد تا با استفاده از نیروی سرکوبگر بار این بحران راکه به بیکار سازی
هزاران کارگری می انجامد که برای سیر کردن شکم خود و فرزندانشان جز نیروی کار خود
هیچ سرمایه ای ندارند.ویا تعرض به دستاوردهای دو قرن مبارزه متمادی کارگران از
جمله افزایش ساعات کاروکاهش دستمزدها از جمله تعرضاتی است که صاحبان سرمایه برای
برون رفت از این بحران و نجات سرمایه خود سازمان می دهند.
سرمایه داری ایران نیز همگام با سرمایه داری جهانی دچار این
بحران شده و تازه چند سالی است که به علت رقابت های تسلیحاتی و تحریم اقتصادی نیز
شده است صاحبان سرمایه ایران نیز همواره جهت برون رفت از این بحران و انباشت روز
افزون سرمایه کارگران را به شدیدترین شکل ممکن مورد بهره کشی واستثمار قرار می
دهند وبه سیه روزی و تباهی می کشانند تا آنجا که درپنجاه سال گذشته کارگران ایران
هیچگاه در چنین سطح نازلی از وضعیت معیشتی و زندگی قرار نداشته اند.
آماربیکاری در
جامعه و یا در مناطقی که ستم ملی در آنجا وجود دارد سربه 50% زده است که این درصد
زنان را که بیش از نصف جامعه را تشکیل می دهند را در بر نمی گیرد.فقر وبیکاری در
میان کارگران بیداد می کند و به طور جدی زندگی روزمره آنها را مورد تهدید قرار می
دهد در راستای تهاجم سرمایه به طبقه کارگر، کارگران بیکار،زنان خانگی،کودکان
کاروخیابان،کارگران مهاجروکارگران فصلی بیشتر مورد تعرض قرار میگیرند.از جمله
قانون ناعادلانه کار ،دستمزدهای بسیار نازل،بیکارسازی های فردی و دسته جمعی،تحمیل
قراردادهای موقت وسفید امضاء،اضافه کاری اجباری وعدم امنیت شغلی ویا تعرض به پایه
ای ترین حقوق کارگران که در سطح بین المللی به رسمیت شناخته شده است چون آزادی
اعتصاب،آزادی بیان را نظام حامیشان به وحشیانه ترین نحو سرکوب می کند که همه این
تعرضات برای برون رفت از بحران وشرایط مطلوب برای انباشت سرمایه می باشد.با این
حال کارگران و زحمت کشان هیچگاه در برابر این تعرضات ساکت ننشسته و اعتراضات
واعتصاباتی را سازمان داده اند،اگر چه در بسیاری از این موارد این اعتراضات هماهنگ
و متشکل نیستند.وحال آنکه عقب راندن تهاجم سرمایه داران تنها با ایجاد تشکلات
مستقل کارگری وسازمان دهی متحدانه وسراسری آنان امکان پذیراست.لذا کارگران باید
متشکل و متحد شوند وحرکاتی چون کارگران نیشکر هفت تپه که برای ایجاد تشکل وسندیکا
مستقل کارگری را الگوی خود قرار دهند ویا تحصن کارگران برای آزادی رهبران کارگری
از جمله محمود صالحی نشان داد که قدرت سرمایه مطلق و بی انتها نیست و با اراده
متحدانه طبقه کارگر و زحمت کش به شکست می انجامد.
اکنون در شرایطی که ایدئولوژی نظام سرمایه برای اداره کردن
جامعه دچار شکست شده است وعواقب آن به ارمغان آوردن فقر وفلاکت وبیکاری برای
اکثریت جامعه شده است وطبقه کارگر واحاد جامعه نظام سرمایه داری را عامل و مسبب
فقر وسیه روزی خود می دانند زمینه برای ایجاد تشکلهای کارگری و همچنین فعالیت های
انقلابی مهیا شده است .همچنان که می دانیم نظام سرمایه داری گور خود را با دستان
خود می کند.هرچه سرمایه انباشته تر ودر دستان کمتر متراکم شود بر طبقه کارگر
افزوده تر می شود وبیکاری وفقر به حداکثر می رسند و منجر به
مبارزه طبقاتی می شود که در این مبارزه اکثریت جامعه یعنی طبقه کارگر است که بر
طبقه حاکمه یعنی سرمایه دار تعرض خواهد کرد.
پیش به سوی ایجاد تشکل
مستقل کارگری
زنده باد همبستگی طبقه کارگر
مهرداد
فروردین88
|