|
«بيمه بيكاري براي بيكاران تا پيدا شدن
كار راه حل جدي معضل طبقه كارگر»
از آنجايي كه هر روزه ما در تبليغات وسيع سرمايهداران ايران ميشنويم به
قلههاي رفيع اقتدار علمي و جهاني رسيده و در حال تسخير فضا نيز هستيم بايستي
مردمان روي زمين خاكي ايران نيز پا به پاي اين اقتدار و اين قله رفيع به خوشبختي
رسيده باشند. پس چرا بين اين دو مقوله جدايي و شكاف عظيم وجود دارد؟ مگر معيار
پيشرفت و اوج صعود به قلههاي علمي و صنعتي براي بهبود و رفاه وضع انسانها نيست؟
چگونه ميشود، تصور نمود، ما به قلههاي مهم صنعتي و علمي رسيدهايم اما ميان
مردمانش فاصلهي طبقاتي به اوج خود رسيده باشد و مدافعين و بانيان رسيدن به اين
قلهي رفيع علمي و صنعتي هيچ فكري به حال روابط خود و اطرافيانشان نكرده باشند؟ به
راستي همه اينها جاي شك و ترديد است علم و صنعت بايستي حداقل در خدمت رفاه و
آسايش به وجود آورندگان آن نيز باشد پس چرا ميليونها نيروي كار و جوان و مفيد ما
در حال اضمحلال و سرخوردگي و شكست به سر ميبرند؟ چرا سرمايهداران همه چيز از
جمله ثروت و سرمايه و نيروي كار و انرژي و سرزمينهاي پنهاور و پرورش انديشههاي
موردنياز را از آن خود و موهبتي رسيده براي خود ميدانند. اما چشمان خود را در
مقابل محصول خويش يعني ميليونها بيكار ميبندند و خويش را مسبب و مسئول واقعي آنها
نميدانند و به فراموشي سپرده و در جهان بيرحم و شفقتبار بي هيچ اميد و آرزويي
رها ميسازند.
مگر نه اينكه ميليونها نيروي كار جوان از همان كودكي به هزينه و انرژي
خانوادههاي تحت ستم پرورش و تربيت يافته و مفت در اختيار بازار بيرحم و مشقتبار
سرمايه داري قرار ميگيرند و متأسفانه سرمايهداران ايراني از پرداخت حداقل هزينه
براي تأمين مخارج اين نيروي كار نيز چشمپوشي مينمايند. بنابراين بعد از 18 و 20 سال
قرار نيست در حالي كه سرمايهد اري صاحب و مالك همه چيز است خانوادهها باز هم
هزينه اين نيروي كار را تا آخر عمر روي شانههاي خميدهشان يدك بكشند. به راستي
ادامه چنين وضعي در قرن 21 در حق به جوانان و خانوادههايشان نه فقط ناروا و
غيرقانوني بوده بلكه اين وظيفه سرمايهداران و دولت حامي آنهاست كه براي اين نسل
كار مناسب با توجه به توانايي و تخصص پيدا نمايند. بنابراين سرمايهداران ايراني
نيز مانند هر كشور ديگري كه به قله رفيع و افتخار و رفاه رسيده است موظف به پرداخت
هزينه بيمهبيكاري مكفي تا پيدا نمودن كار مناسب ميباشند. اگر چنين خواستهاي
تحقق پيدا نكند ما همچنان با بحران شديد، ناملايمات و بيرحميهاي فراواني نسبت به
جوانان و خانوادههايشان روبرو خواهيم بود كه خانمانسوزتر از هميشه خواهد بود. نسلي
كه هيچ اميدي به آينده نداشته باشد با مشكلاتي همچون، اعتياد، سرخوردگي، خودكشي،
افسردگي، دزدي، فحشا، بياخلاقي، جنگهاي عصبي و انواع ديگر ناهنجاريها روبرو
خواهد شد. نسل جواني كه بايستي نمونه شور، خوشبختي، و زندگي و زيبايي و فعاليت
سالم باشد قرباني نظام طبقاتي سرمايهداري خواهد شد.
تجربه تاريخي نشان داده است كه حق و راستي و زيبايي به آساني به دست
نيامده بنابراين از سرمايهداران ايران نيز توقع نداريم كه بتوانند كار مهمي براي
اين نسل انجام دهند زيرا اثبات نمودهاند تا حد ممكن و لازم ستمگري را گنجي
گرانبها يافتهاند كه به وسيلهي آن ميلياردها سود را به جيبهايشان سرازير كرده و
هيچ قاضي و قانوني نميخواهد آنها را به پاي ميز بازخواست واقعي بكشاند. بدينگونه
به هر شيوه ممكن كه خواستهاند، توانستهاند ستم را اعمال نمايند.
همه ما ميدانيم چنانچه اين روند ادامه يابد و جوانان ما هر روز بر تعداد
بيكارانشان افزوده گردد با مصيبتي جبرانناپذير روبرو خواهيم شد بنابراين وظيفه
انساني است كه با اتحاد و دانش و درايت بدون توجه به هر گونه گرايشي خاص، براي حل
اين معضل متحد و چارهاي مناسب پيدا نماييم. اين بحران بيكاري نه تنها موجب افزايش
عدم امنيت براي هر شهروند خواهد شد، خود سد محكمي در مقابل اعتراضات و تشكليابي
كارگران شاغل نيز ميشود و آنها نيز همواره به خاطر ذخيره بسيار زياد نيروي كار
هر روز از طرف كارفرمايان مورد تهديد جدي و شدت كار و بيرحمي زيادتري قرار ميگيرند.
اين مصيبت يك مصيبت عيني خواهد بود كه همهي خانوادههاي كارگري و ستمديدهگان را
تحت تأثير خود قرار ميدهد. به همين دليل به اميد اينكه همچنان كه در بالا گفته شد
بتوانيم راهحلي عملي و واقعي را فراروي خود داشته باشيم و آن چيزي نخواهد بود جز
همان اتحاد و اگاهي و تشكليابي مستحكم ما براي ابراز خواستههايمان در مقابل
خودسريهاي بورژوازي.
جهانگير محمودويسي
فروردین 1388
|