|
هنوز چشمانم پر از خواب
بود
هنوز چشمانم پر از خواب
بود که ساعت کنار تختم دوباره مرا از خواب بیدار کرد.خوابی که تو گویی خیلی سریع
سپری شده بود. دستم را در حالت خواب و
نیمه بیداری دراز وساعت را بی صدا کردم تا
همسرم و بچه هایم را که مطمُنا بیدار شده بودند بیش از این آزار ندهد.
چشمانم ثانیه های ساعت را دنبال میکرد و من آرزو میکردم
که ای کا ش میشد به خوابید ن ادامه داد. اما تمام مشکلات زندگیم سریعتر از ثا نیه
ها مرتبا" به من یا د آوری میکردند که باید از زختخوابم بیرون بیام و مثل هر
روز دیگر برای گذ ران زندگی بسیار ناچیزی که داشتیم و داریم راهی کار در کار خانه
بشم.
هنوز تنم پر از خستگی
کار دیروز و روزهای دیگر بود که با زحمت
از رختخوابم بیرون آمدم. آرام آرام جسم خسته ام را به دنبال خود کشیدم و
لباسهای کارم را پوشیدم تا یک روز دیگر؛ که فرقی با روزهای دیگر برایم نداشت را
دوباره و بدونه خواست خودم آغاز کنم.
با اولین قدمی که به
بیرون از خانه گذاشتم با همان منظره کوچه های خلوت هر روز روبرو شدم که فقط با صدای پای مردمی که راهی کار بودند دوباره روزی را به من
یادآور شدند که کار سخت وطاقت فرسا با مزد بسیار کم در انتظار من و سود سرشار و بدونه کار در
انتظار صاحب سرمایه بود.
سو ؛سوی کم نور چراغها
از پشت پنجرها از خوابهای شیرن در رختخوابهای گرم نشان داشتند و گامهای بلند من ؛
برای رسید ن به کاری که از آن من نبود خبر میدادند.
اتوبوس نیز از راه رسید
و جمع کارگران خواب آلود وخسته را با
چهرهای در هم را در خویش جای داد و راه خلوت و بی رونق خیابانهای شهر را بسوی
کارخانه آنجایی که من وماها همه چیز را با دستهای خویش میسازیم اما کمترین بهره را
از آن داریم برد.
هنوز دستهایم پر از
خستگی کار دیروز بود که دوباره دستهایم با کاری از آن من نبود عجین شد. لحظه ها در
پی لحظه ها ؛ساعتها در پی ساعتها آنچنان کند و بی رمق میگذ شتند که تو گویی ساعتها
نیز با این صا حب سرمایه لعنتی دست به یکی کرده اند تا جان وجسم مارا در ثا نیه
ها و لحظه ها هر چه بیشتر وبیشتر از ما بگیرند.
اما ما هر روز مثل
امروز با خود بسیار می اندیشیم که چه باید
کرد.و اما چه خوب و زیبا ما دریافته ایم و می اندیشیم که چاره ما گارکران و
رنجبران در اتحاد ما است.
رهایی ما و تمامی بشریت
برای پایان دادن به هر نوع از رنج ومشقت
؛درد وبیماری وگرسنگی ؛ برای پایان دادن به جنگ وکشتار انسانها بر روی این کره
خاکی از چنگا ل این هیولای سیاه سرمایه در اتحاد ما و تمامی آنهایی که اسیر این نظام کهنه اند
نهفته است این نظام کهنه باید زیرورو شود.
ما خواهیم توانست وباید
در سیر تکامل مبارزه طبقاتیمان این نظام را با تمام مصیبتهایش در
گورستان
تاریخ بشریت برای همیشه
به خاک بسپاریم وانگاه بر ویرانهای این نظام ؛ نظمی جدید بنا خواهیم کرد.
بدور از ستم و بی
عدالتی ؛ فردایی پر زیبایی ؛ سر شار از زندگی وشادی برای تمامی انسا نها بی هیچ
تفاوتی بین زن ومرد ؛رنگ پوست و نژاد.
ما با اتکاء به علم
رهایی بشریت برای نجات انسان مبارزه ای بی امان را با نظام کهنه آغاز کرده ایم که
تا پیروزی ودست یابی به جامعه ای عاری از طبقات و استثمار ادامه خواهیم داد.
ما در این مبارزه تجربه
های گرانبها وبسیار ارزنده ای را از سر ا سر جهان با خویش داریم از کمون پاریس تا
به امروز صف بیشماری از انسا نهایی که عا شقانه
سرود رهایی وزندگی سزاوار انسان را بی پروا و جسورانه سر دادند و جا نشا
نرا با افتخار در این راه گرامی فدا کردند تا افق روشن جامعه بشری راهموارتر از
همیشه و رساتر از هر وقت در گوش جهان بخوانند.
پیروزی وفردای روشن از
آن بشریت خواهد بود. دست در دست هم برای ساختن این آینده محکمتر از همیشه گام برداریم.
پیروز باد مبارزه
طبقاتی گارگران در سراسر جهان.
ک/امیری 7/2/1388
|