|
گفتگوی بهزاد سهرابی با صديق سبحانی یکی از کارگران نساجي کردستان، به بهانه اعتراضات اخیر
کارگران آن مرکز
به نقل از نشريه جنبش کارگري شماره 3
سهرابی . با عرض سلام خدمت شما، از اینکه این اجازه را به من دادی تا در
مورد اعتراضات نساجی کردستان با شما مصاحبه ای داشته باشم، ممنون هستم. ابتدا از شما خواهش میکنم برای اینکه
خوانندگان نشریه جنبش کارگری بیشتر با شما آشنا شوند خودتان را معرفی کرده وبفر
مائید سابقه کار شما در نساجی کردستان چند سال می باشد؟
سبحانی. من هم خدمت شما بهزاد عزیز سلام و خسته نباشید میگم و همچنان از دست
اندرکاران نشریه ی جنبش کارگری و کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های
کارگری ، تشکر و قدردانی کرده و آرزوی موفقیت دارم. من صدیق سبحانی متولد 1344 در
روستای سپیران که در خانواده ای
زحمتکش و کشاورز و
سنتی به دنیا آمده و مانند دیگر کودکان کار، در سن 8-7سالگی وارد بازار کار شدم.
در سال 1357 برای ادامه ی تحصیل به شهر سنندج آمدم و بعد
از تعطیلات مدارس برای اینکه بتوانم درسم را ادامه دهم به شهرهای تهران، کرج، بندر
عباس و اهواز می رفتم و کار می کردم. با این وجود به دلیل عدم پشتیبانی مالی ترک
تحصیل کردم. علیرغم میل باطنی خودم به سربازی رفته واز ادامه تحصیل محروم شدم.
بعداز خدمت سربازی دوباره در شهرهای تهران، کرج، آبیک و اهواز مشغول به کار کارگری
(کارگر ساختمانی ) شدم . در سال
1369 در کارخانه
نساجی کردستان استخدام و اکنون مدت هیجده سال است که دراین مرکز مشغول به کار
هستم. وحدود3 سال است که عضو کمیته هماهنگی برای کمک
به ایجاد تشکل های کارگری می باشم.
سهرابی.
با تشکر از توضیحات شما. دوست عزیز ، صدیق سبحانی ، می خواهم کمی به گذشته
برگردم یعنی به سال 1384 که کارگران نساجی کردستان برای دفاع از مطالبات کارگری
خود دست به اعتصاب زدند که این اعتصاب در جنبش کارگری ایران نبرد 57 روزه نام
گرفت. در مورد چگونگی این اعتصاب و دلائل شروع آن برای خوانندگان ما توضیح دهید و
در صورت امکان مطالباتی که در دستور کار قرار داده شده بود را بازگو نمائید.
سبحانی. بله در اینجا لازم است من هم به
گذشته برگردم ، درواقع اعتراضات کارگران به قبل از سال 1383 برمی گردد و کارگران
سالن بافندگی بارها بعلت عدم بهداشت آبدارخانه، محیط کار و اخراج همکاران خود اعتراض کرده و موفق شده اند ،اما در سال 1383 با نامه ای که از طرف آقای فروزنده مدیر کل بنیاد جانبازان و مستضعفان برای تعطیل کردن سالن بافندگی
آمده بود این سالن را تعطیل کردند. ناگفته نماند بعد از تعطیلی سالن بافندگی وی از
سود دهی سالن بافندگی می گفت و عنوان می کرد سود کار خانه ناشی از تولید در قسمت
بافندگی کار خانه بود. سالن بافندگی 170 نفر کارگر رسمی و قراردادی داشت. کارفرما
واداره کار به تمامی کارگران رسمی و قراردادی اعلام
کردند، اگر تا پایان 31 شهریور ماه سال 83 تسویه حساب نکنند، بعد از پایان قرار داد بیمه بیکاری به آنها تعلق نخواهد گرفت. به این وسیله توانستند کارگران قرار دادی را فریب دهند و به ازای هر سال، سه ماه ونیم حقوق ومزایا به آنها پرداخت وبا آنان
تسویه حساب کنند. کارگران رسمی سالن بافندگی به مدت 3 ماه بی آنکه کاری انجام دهند
هر روز به کار خانه مراجعه و هرماه حقوق خود را با سایر کارگران دریافت میکردند.
( لازم به ذکر است که کارگران رسمی از کارگران قرار
دادی پشتیبانی نکردند.)
از اینکه به آنها کاری محول نمیشد افسرده و بی حوصله شدند. در دوم
مهر ماه 83 در نماز خانهی اداری کارخانه دست به اعتصاب غذا زدند، که که این
اعتصاب غذا اول برای مدیریت بی اهمیت بود، تا اینکه کارگران سالن ریسندگی به
پشتیبانی آنها ، دست از کارکشیدند و بکلی تمام قسمتهای کارخانه تعطیل شد. طوری که
تمام مسئولین استان و مدیریت کارخانه را وادار کردند به خواست کارگران اعتصابی تن
دهند و وادار به مذاکره شوند.کارگران اعتصابی به ازای هر سال ، 8 ماه حقوق و مزایا
را خواستار بودند. هیئت مدیره شرکت به ازای هر سال ، 6 ماه را قبول کرده بود و
فردی به نام علی افشاری که قائم مقام بنیاد بود و حالا در صدای آمریکا به عنوان
فعال حقوق بشر!! صحبت می کند ، برای کارگران تیغ می کشید و آنها را تهدید میکرد و
به ازای هر سال 5/4 ماه مزایا به کارگران دادند
و به ازای هر سال 5/1 از کارگران غصب کردند و بخاطر این خوش خدمتی از هیئت مدیره
پاداش خوبی گرفتند!. حال برگردیم به سوال شما در مورد اعتصاب 57 روزه که در
کارخانه نساجی اتفاق افتاد. اعتصاب 57 روزه در اصل در دوم مهر ماه 84 شروع و در
مورد وعدهائی بود که مدیریت می خواست آنطور که خود می خواهد به کارگران قراردادی تحمیل کند که کاملا به ضرر کارگران
قراردادی تمام می شد. بدین صورت که اگر کارفرما ،هر وقت خواست ،طبق بند 7 قرارداد
بتواند بدون هیچ قید و شرطی کارگر را اخراج کند و کارگران حق هیچ گونه اعتراضی را
نداشته باشند. کارگران شیفت صبح بی آنکه به مفاد قرارداد توجه کنند آن راامضاء
کردند. کارگران شیفت بعدازظهر که متوجه شده بودند نه تنها آن را
امضاء نکردند بلکه قراردادها را پاره کرده و بدور انداختند .و همین باعث شد تا
مدیریت کارخانه دستور اخراج آنها را صادر کند و از آمدن آنها بر سر کارهایشان
جلوگیری شود. شورای اسلامی کارخانه دستور مدیریت را نادیده گرفت، و آنها را بر سر
کارهایشان برگرداند. اما مدیر تولید آقای عزیزی به کارگران گفت هرچه زحمت بکشید و
تولید کنید برای کارخانه بی اهمیت و ارزشی ندارد و اگر مشکلی پیش آید باید خودتان
جواب گو خسارت احتمالی باشید. اعتصاب از شیفت بعد از ظهر شروع شد و روز بعد هر
چهار گروه سه شیفت ، دست از کار کشیدند و
خواستار برگشت به کار همکارانشان شدند.
سهرابی.
به نظر شما کارگران با این اعتصاب به خواست های خود رسیدند؟ یا اگر در کسب
مطالبات خود موفق نبودند ،دلیل عدم این موفقعیت را چگونه ارزیابی میکنید ، توضیح
دهید؟
سبحانی .لازم است عرض کنم اعتصاب 57
روزه کارگران کارخانه نساجی در دوم مهرماه 84 اتفاق افتاد و خواست و مطالبه
کارگران بازگشت به کار همکارانشان بود که مدیریت در مقابل این خواست لجاجت نشان
داد، و کارگران تصمیم گرفتند تا همکارانشان بر سر کار برنگردند، به اعتصاب خود
ادامه دهند. همانطور که گفتم اعتصاب به طول انجامید و مدیریت برای به شکست کشیدن
اعتصاب به هر کاری دست میزد. کارگران برای اینکه مدیریت نتواند اعتصاب را به شکست
بکشاند، خواستار مجمع عمومی شدند و نمایندگان خود را (شورای اسلامی کار) وادار
کردند تا مجمع عمومی تشکیل دهند و فقط مطالبات کارگران را دنبال کنند.
خواسته ها و مطالبات کارگران در مجمع عمومی اول: 1- بازگشت به کار
همکاران 2- بستن قرارداد دسته جمعی 3-تعطیلی کلیه قسمتهای کارخانه شامل کمپرسور،
تاسیسات، هوای صنعتی، تهویه و برق بود. که این حرکت و تصمیم گیری کارگران، حرکتی
بی نظیر بود و تمام کارگران کارخانه منجمله قسمت اداری و نگهبانی همه به آن
پیوستند و تمام کارگران که 450 نفر بودند ، به جز 6 نفر از آنها که با مدیریت همکاری
میکردند و اعتصاب شکن بودند، بقیه
کارگران در اعتصاب
شرکت داشتند. در مجمع عمومی دو خواست دیگری مطرح شد: 1- طرح طبقه بندی مشاغل 2-
مدیریت در هیچ شرایطی حق نداشته باشد کارگران را اخراج و بیکار کند.به خاطر مصمم
بودن کارگران درادامه اعتصاب مسئولین استان، در استانداری کردستان کمیسیون کارگری
تشکیل دادند ودر آن کمیسیون کارگری که نمایندگان کارگران نیز حضور داشتند ، 8 ماده
به تصویب رسیده بود. که نمایندگان کارگران از امضای آن خود داری کرده بودند. نتیجه
کمیسیون کارگری که همان 8 ماده بود
را به میان
کارگران آوردند و در نمازخانه اداره ، تک تک ماده ها برای کارگران خوانده شد و کارگران همه ماده ها را رد کردند، میرفت
بین کارگران تفرقه ایجاد شود، برای جلوگیری از آن تفرقه ، کارگران از شورای اسلامی
درخواست مجمع عمومی سوم برای روز بعد را کردند.تا در آن مجمع عمومی هرکس نظر خود را
بدهد و تصمیم گیری شود. لازم به ذکر است در هر مجمع عمومی نمایندگان گزارشاتی را
که داشتند ، ارائه میکردند و بعد از طرف کارگران هیئت رئیسه ای انتخاب می شد و
نظرات و پیشنهادات را یادداشت می کردند و به رای گذاشته می شد. و بر همان اساس در
دستور کار نمایندگان قرار می گرفت .همان طوری که عرض کردم مجمع عمومی سوم در
نمازخانه اداره تشکیل شد و نظرات و پیشنهادات از طرف کارگران ارائه وخواسته های دیگری را به مطالباتشان اضافه کردند ،که مابه التفاوت طرح
طبقه بندی مشاغل از سوی کارفرما پرداخت و حقوق و مزایای زمان اعتصاب، هرچند ماه که
طول بکشد باید کارفرما آن را پرداخت کند. این مطالبات به اضافه مطالبات
دیگر در دستور کار قرار داده شد، خبر دادند که از بنیاد جانبازان و مستضعفان از
نمایندگان خواسته اند که به تهران بروند، نمایندگان
به تهران رفتند و با آقای کیانی ملاقات کرده بودند، نام برده به آنها گفته بود به
اعتصاب پایان دهید و من قول می دهم
هرآنچه از دستم
برآید دریغ نکنم.! به گفته نمایندگان اشک تمساح ریخته بود. ملاقات با کیانی بین
نمایندگان تفرقه انداخته بود وقتی همه برگشتند در میان کارگران تفرقه ایجاد شد.
اما برای جلو گیری از این تفرقه قبلاً کمیته حمایت از اعتصاب تشکیل شده
بود و کارگران چیزی از کمیته حمایت از اعتصاب نمی دانست و آنها را نمی
شناختند. اما کمیته اعتصاب خیلی آگاهانه عمل میکرد و از شکست اعتصاب به خوبی جلوگیری کرد. کارگران از نمایندگان خود
خواستار مجمع عمومی دیگری شدند، تا از آن تفرقه و دو دستگی جلوگیری کنند. مجمع
عمومی چهارم تشکیل گردید. تصمیم نهایی کارگران این شد، تا به تمامی خواست ها و
مطالبات خود نرسند ، اعتصاب را ادامه دهند! . و رای برآن شد تا اعتراضات خود را به
بیرون از کارخانه انتقال دهند. تصمیم گرفته شد، که بعد از مجمع عمومی ، بیرون از
کارخانه با راهپیمایی مسیر کارخانه تا شهر سنندج را طی کنند. این راهپیمایی شروع
شد . ( حدود یک کیلومتر) در جلو کارخانه شاهو، تعداد زیادی از نیروی نظامی مسیر ما
را سد کرده و از ادامه راهپیمایی جلوگیری کردند. اول آنها می خواستند برخورد
فیزیکی کنند، اما چون دیدند با فشار و زور کارگران وادار به عقب نشینی نخواهند شد
، و کارگران عزم را جزم کرده اند ، تا به
راهپیمایی خود تحت هر شرایطی ادامه دهند ، با زبانی آرام با کارگران وارد گفتگو
شدند و کارگران از آنها قول گرفتند که به خواست و مطالبات آنها امروز باید رسیدگی
شود، آنها قول دادند اگر به کارخانه برگردید فوري در کارخانه تشکيل جلسه داده و به
مطالبات شما جواب خواهيم داد. در ساختمان اداري کميسيون کارگري ازطرف مسئولين
استان با مدير کارخانه و نمايندگان کارگران تشکيل شد. درآن کميسيون ده ماده تصويب
شده بود که با فشار و تهديد ، نماينده کارگران را وادار به پذیرش آن ده ماده کرده بودند. اما مدير کارخانه از
امضاي آن خود داري کرده بود. کميسيون کارگري که نتيجه اش ده ماده بود، در نمازخانه
ساختمان اداري تک تک ماده هاي آن را برای کارگران خواندند . حدوداً چهل درصدي به
خواست و مطالبات کارگران جواب داده شده بود و اين باعث شد کارگران بر سر دو راهي
قرار بگيرند ،از طرفي ديگر نيروي انتظامي و
امنيتي بي اندازه به کارگران و نمايندگان فشار مي آوردند که به سر کار برگردند، و
دستگاه ها را استارت کنند. کارگران هم مي گفتند هرگز اينکار را نخواهيم کرد بايد
مديريت يا يکي از مسئولين استان دستگاه ها را استارت کرده و کتباً امنيت شغلي و
مطالبات ما کارگران را تضمين کنند، تا ما بر سرکارهايمان بر گردیم . کسي حاضر نشد
تضمين بدهد و اعتصاب ادامه پیدا کرد. کارگران برای برون رفت از اين سر در گمي
خواستار مجمع عمومي فوق العاده شدند و طي اعلاميه ای از تمام کارگران خواسته شد تا
درآن مجمع عمومي شرکت و تصميم گيري نهايي گرفته شود. روز بعد مجمع عمومي تشکيل شد
و کارگران هر کدام پيشنهادات و نظرات خود را گفتند و به رأي گذاشته شد و موارد ذيل
به تصويب رسيد. کارگران تأکيد کردند :
1.
تا به تمام
مطالبات خود نرسند، باید اعتصاب با فشار بيشتري ادامه داشته باشد.
2.
خود مدير عامل در
کميسيون کارگري استان حاضر ومتعهد به اجرای خواست و مطالبات کارگران شود.
3.
تا رسيدن به
مطالبات خود ،اعتراضات را بيرون از کارخانه
ادامه دهند.
4.
شماره حسابي برای
در خواست کمک مالی اعلام شود.
5.
صندوق کمک مالي در
روز جمعه به مسجده جامع، فرجه و بهاران برده ومسئول هر صندوق تعیین شود.
6.
بعد از مجمع عمومي
اعتراض خود در داخل شهر ادامه دهند.
به محض تمام شدن مجمع عمومي و حرکت
کارگران به بيرون از کارخانه ، متوجه شدند که نيروي انتظامي نه تنها دور تا دور
کارخانه را گرفته بلکه جاده کمربندي همدان ،کرمانشاه ، توسط پلیس محاصره و از
بيرون رفتن کارگران جلوگيري می کردند. طوري که هميشه نيروهای انتظامي در آماده باش
کامل بسر مي بردند و از صندوق هائی که قرارشد به مسجد جامع برده شود جلوگيري به
عمل آمد و قول مساعد دادند بطور حتم مديريت را وادار خواهند کرد به خواست و
مطالبات کارگران گردن نهد، چرا که حق با کارگران است. به علت پافشاري و مصمم بودن
کارگران کميسيون کارگري در ساختمان اداري تشکيل شد و نتيجه ي کميسيون کارگري اين
بار، تا 80 درصد به نفع کارگران تمام شد و مدير عامل شرکت را به زور وادار کردند
بايد به مطالبات کارگران گردن نهد و متعهد شود. کارگران به مطالباتي که مطرح کرده
بودند دست يافتند. اما مديريت خيلي زيرکانه از راهي ديگر وارد شد و تمام دست
آوردهائی را که کارگران بدست آورده بودند را ازآنها گرفت . علت آن خامي ، عدم
تجربه و عدم آگاهي بود.
سهرابی
.آیا شما در طول این 57 روز فقط در محیط کارخانه اعتراض خود را ادامه دادید؟
توضیح دهید نقش خانوادههای شما در این اعتصاب چگونه بوده؟
سبحانی .خير، قبلاً هم گفتم در طول آن 57 روز دو
بار از کارخانه خارج شديم و هر بار نيروهاي انتظامي ما را متقاعد می کردند ، و دوباره به کارخانه بر مي گشتیم. البته نه با زور، چون آنها
مي دانستند اگر ما را هم می کشتند بر نمی گشتیم، اما
چون آنها از طرف مسئولين استان به ما قول مي دادند و به قولشان عمل مي کردند ما هم
به داخل کارخانه مراجعه می کردیم . در مورد خانواده هايمان که در قسمت دوم سؤال
شما آمده ، بايد بگويم خانواده هايمان خواهان اين بودند که در اعتصاب و اعتراض ما
شرکت کنند و آمادگي لازم را داشتند، اما
فشار ما کارگران به مسئولين و مديريت طوري بود لازم نمي کرد آنها را در اعتراضات و
اعتصابات درگير کنيم .
سهرابی.
آیا در حین اعتصاب کارگران نساجی کردستان ، دیگر مراکز کارگری از شما حمایت
کردند؟ در صورت مثبت بودن جواب ،این حمایتها چگونه صورت گرفته ، توضیح دهید.
سبحانی .در طول اعتصاب کارگران نساجي کردستان ،
شفاهاً مي گفتند از طرف تشکلات کارگري داخل و خارج مورد حمايت و پشتيباني قرار گرفته ايم اما در حقيقت نميدانم تا چه حد صحت داشت.
سهرابی.
دلیل اینکه شما این اعتصاب را به بیرون از کارخانه هدایت نکردید چه بود؟ آیا
موانعی خاصی وجود داشت؟
سبحانی. نه اينکه کارگران نمي خواستند
، این اعتراضات به بيرون از کارخانه هدایت شود، اما براي هر حرکتي ، یک راه کار
درست را باید انتخاب کرد. بايد برنامه ريزي درست و دقيقي داشته باشيد . بايد فکر
کرد و پيش بيني هاي لازم را کرده باشي و اگر خواستيد اعتراضات به بيرون از کارخانه
هدایت شود، بايد موانع را شناخت و چگونگی حل این موانع
را دانست ، تا موجب سرخوردگي و شکست نشود. ما کارگران نه ماجرا جوهستیم و نه دنبال
قهرمان می گردیم . به عنوان يک کارگر و يک شهروند حق کار ، زندگي و خواهان يک
زندگي مناسب و شرافت مندانه را داریم . ما ثابت کرديم مطالبات ما کارگران عيني
است. چرا که تمام مسئولين استان اين حق را به ما دادند و وقتي خواستيم اعتراضات
خود را به بيرون از کارخانه ببريم هيچگونه درگيري پيش نيامد.این محصول يک برنامه
ريزي درست و قابل قبول بود. درآن اعتصاب و اعتراضات 57 روزه که از دوم مهر ماه تا
28 آبان ماه ادامه داشت، 4 مجمع عمومي و يک مجمع عمومي فوق العاده تشکيل داده شد.
سهرابی.
با تشکر از توضیحات شما، اگر اجازه دهید میخواهم در مورد اعتراضات جدید شما
وارد بحث شوم. ابتدا توضیح دهید اعتراضات اخیر بر چه اساسی شروع شده و ادامه این
اعتراضات ، آیا بنظر شما در راستای همان مطالبات کارگران و بی حقوقیهای تحمیلی کارفرما که باعث اعتصاب 57 روز
شده بود نیست؟ و شروع اعتراضات جدید که تا به امروز ادامه دارد از چه تاریخی آغاز
شده است؟
سبحانی. بله . تا زمانيکه سرمايه داري
وجود داشته باشد، بنا به خصلت بورژوازي در
اعمال بی حقوقی ها ، اعتراضات کارگری هم وجود خواهد داشت .
واعتراضات اخير کارخانه نساجي کردستان در همان راستاي بي حقوقي هائی بود که
کارفرما ، هر روز به بهانه هاي مختلف به خواست و مطالبات کارگران حمله مي کرد. و
کار و زندگي را بر اين قشر زحمت کش تنگ و تنگ تر کرده بود. اعتراضات کارگران بر مي
گردد به سال 1380 تا به امروز. در سال 1384 شدت بيشتري يافت و امسال 1387 کارفرماي
شرکت با انحلال کارخانه مي رود نه تنها کار را از کارگران بگيرد بلکه با اين
کار،مي خواهند همان سفره ي خالی و بي رونق را از کارگران بد زدند.! فقر و گرسنگي زائده سيستماتيک نظامهاي سرمايه داري است .
در واقع نساجي کردستان را مي خواستند در سال 1384 به کلي تعطيل کنند ، ولي بخاطر
مقاومتي که کارگران از خود نشان دادند نتوانستند به آن اهداف شوم خود برسند. در
خرداد ماه سال 1386 تعداد 22 نفر از کارگران قراردادي را اخراج کردند. آنها خيلي مقاومت کردند تا بسر کارهايشان
برگردند . اما متأسفانه بدليل عدم پشتيباني از طرف همکاران ،کارفرما خيلي ساده
موفق شد و توانست آنها را وادار به تسويه حساب کند. عدم پشتيباني کارگران از
همکاران اخراجي بنفع کارفرما تمام شد و ذهنيت کارفرما ، براي آخرين حمله به
کارگران را آماده کرد. و اول سال 1387 به بهانه هاي مختلف که کارخانه ضرر مي دهد،
بدهکار بانکها وادارا ت است ،توانايي دادن حقوق کارگران را ندارد و امسال بنياد 300 ميليون تومان کمک کرده و ديگر کمک نمی
کند، و گره مشکلات ما را اداره دارايي مي تواند باز کند وگرنه
کارخانه نمي تواند ادامه حيات بدهد ... و از این قبیل بحث ها ، و نهایتا صدور
بخشنامه ای مبنی برتسویه حساب با کارگران !!. به این ترتیب حقوق خرداد را پرداخت
نکردند و مواد اوليه به بهانه ی اينکه نقدينگي نداریم خریداری نشد . کارگران در
يافتند که کارفرما مي خواهد کارخانه را تعطيل و همه کارگران را بیکار کند.
اعتراضات کارگران از اول مراد ماه 1387 آغاز شده است.
سهرابی.
ممنو ن از شما صدیق سبحانی .در راستای دستیابی به مطالبات خودبه کدام ارگانها
مراجعه و مسئولین مربوطه درقبال خواست و مطالبات شما تا کنون چه اقدامی راانجام داده اند؟
سبحانی. بهانه ي مديريت کارخا نه بدهي
به دارائي بود و مرتب تکرار مي کردند که فقط دارايي مي تواند اين گره را باز کند و
از تعطيلي کارخانه جلوگيري و ادامه کار داشته باشد. کارگران در نيمه اول مرداده
ماه 87 طي فراخواني خواستار مجمع عمومي و تعیین نمايندگان جهت حل و فصل بحران بوجود
آمده شدند. مجمع عمومي تشکيل شد و کارگران پنج نفر را به عنوان نماينده و دو نفر
علي البدل را انتخاب کردند. نمايندگان مکاتباتي با ارگان هاي ذيل را داشته اند.
دارايي ـ سازمان کاروامور
اجتماعي ـ حراست سازمان کار و امور اجتماعي ـ سازمان صنايع ـ فرمانداري ـ استانداري
کردستان ـ نمايندگان مجلس ـ رياست جمهوري ـ معاون حقوقي رياست جمهوري و درکل
مسئولان کشوري ازهر طريق ،اينترنت و مطبوعات . جائي
نمانده است که با آنها مکاتبه نکرده باشيم
. مسئولين استان کردستان هم ظاهرامخالف تعطيلي نساجي کردستان هستند. و در اين بابت
هرآنچه از دست شان برآمده دريغ نکرده اند و حتي حاضر شده اند برای ادامه کاري
کارخانه و جلوگيري از تعطيلي شرکت نزديک به 8 ميلیارد تومان با نظارت استانداري کردستان در اختيار مديريت شرکت قرار دهند. اما
مديريت از نظارت استانداري ابراز نگرانی کرده است. مسئولين استان کردستان خصوصاً
استانداري با سهامدار کارخانه نساجي کردستان آقاي جديد ساز و رئيس کل بنیاد
مستضعفان و جانبازان آقاي فروزنده گفتگو و صحبت کرده اند و حتي ازآنها خواسته است،
که شرکت را تعطيل نکنند. اما تا بحال هرچه تلاش شده است بي نتيجه مانده و بهانه ي مديريت نساجي کردستان واهي و دروغ محض است. اين بهانه
ي بدهکاري و غيره فقط هدف تعطيل کردن نساجي کردستان و جمع آوري سرمايه و اخراج و
بيکاري کارگران است . تلاش مسئولين استان در مورد دست یابی مطالبات ماکارگران که
شامل ، استمرار و ادامه کار، درکارخانه و پرداخت حقوق معوقه
بود ، تا کنون بي نتيجه مانده است .
سهرابی.
به نظر شما موانع اصلی کارگران ، درجهت دستیابی به مطالبات خود، با توجه به
اعتراضاتی که صورت میگیرد و گاها نا موفق می باشد چیست؟ و چاره آن را در چه چیز میبینید؟
سبحانی. به نظر من عدم موفقيت کارگران
در دسيت يابي به مطالبات حقه خود ضعف مالي است . سيستم سرمايه داري آگاهانه طبقه ي
کارگر و زحمتکش را گرسنه نگه ميدارد، تا مجال فکر کردن و تصميم گيري نداشته باشد و
نتواند بيش از اندازه مقاومت کند.
اگر هم کارگري معتقد به دورنماي مبارزه طبقاتی
باشد ، به خاطر
مشکل مالی که نان آور چند نفرمی باشد و همچنان با تورم افسار گسیخته ای که در
جامعه موجود است کمرش خرد میشود و این عوامل باعث میشود تا اعتراضات کارگران برای
خواست و مطالبات
برحق خود ناموفق باشد، چاره ما کارگران و طبقه زحمت کش تنها در اتحاد ،همبستگی و
تلاش برای ایجاد تشکل های کارگری و تعیین نمایندگان منتخب خود می باشد. ما کارگران
برای اینکه از این وضعیت اسف بار خلاص شویم در محیطهای کارگری باید برای ایجاد
تشکل مستقل کارگری تلاش کنیم.
سهرابی.من
یک خبر خوشحال کننده در رابطه با برگزاری مجمع عمومی مشتر ک کارگران چند کار خانه در سنندج را شنیدم و بی شک ، این می تواند نقطه عطفی برای تشکل یابی
کارگران باشد و گویا کارگران نساجی کردستان هم در آن
مجمع عمومی حضور داشته و در رابطه با مشکلات کارگری
خود و همچنین حمایت از دیگر مراکز کارگری و بطور مشخص در رابطه با لاستیک سازی
البرز و نیشکر هفت تپه ، تصمیماتی را اتحاذ نموده اند، لطفا تاریخ بر گزاری و
مباحثی که در آن مجمع عمومی مطرح شده را در صورت امکان برای خوانندگان ما بیان کنید.
سبحانی. همانطور که شما گفتید ما کارگران تنها با اتحاد و
همبستگی می توانیم ازحق و حقوق خود دفاع کنیم و
نگذاریم صاحبان سرمایه به ما تعرض کنند . اما درمورد مجمع عمومی مشترک کارگران در
سنندج که شما به آن اشاره داشتی ما درچنین مجمعی شرکت نکرده ایم یا بهتر بگویم
همچین چیزی وجود نداشته تا شرکت داشته باشیم !! چرا که
نه ما کارگران نساجی از آن اطلاع داریم و نه نمایندگان ما .! اگر کسی چنین چیزی
گفته جای تعجب دارد و باید بر رسی شود.
سهرابی.
عجب !!! ممنون. سوال آخر اینکه ، آیا
مبارزه کارگران تنها باید در راستای مطالبه حقوق و امنیت شغلی و ...باشد، بنظر شما
کارگران برای رهائی از تمامی مشقات ونا
برابری های موجود که زائده سیستم سرمایه داری است، باید چه تدابیری را در دستور
کارخود داشته باشند؟
سبحانی. لازم است به گذشته برگردیم و
آن اینکه در طی مبارزات طبقاتی کارگران و جان
فشانی هایی که شده بود ، بورژوازی و سیستم سرمایه داری در مقابل پیشروی جنبش طبقه
کارگر، مجبور و حاضر شد امتیازاتی از قبیل 8 ساعت کار در روز، بیمه تامین اجتماعی،
بیمه بیکاری و بازنشستگی، را بپذیرد، یا بهتر بگویم ، درواقع به بورژوازی و سرمایه
داری تحمیل شد. امروز سرمایه دار و بورژواها میخواهند آنها را از کارگران بگیرند و
مانند نوعی کالا از کارگر استفاده کنند. حقیقتاً به این فکر افتاده اند تا نه تنها کارگران امنیت شغلی نداشته باشند بلکه سفره بی
رونقی را هم که دارند از طبقه کارگر بگیرند تا هرچه بیشتر بتوانند طبقه کارگر و
زحمت کش را استثمارو سود بیشتری
به سرمایه هایشان
اضافه کنند.
به سوال شما برمی گردم ، که
مبارزه و اعتراضات کارگران در راستای هجوم سرمایه داری به دست آوردهایی است که کارگران طی پروسه ای از مبارزه به سرمایه داران تحمیل کرده بودند .بی حقوقی، نا امنی
شغلی، تعرض به سفره خالی کارگران
همیشه زائده سیستم سرمایه داری بوده و هست و صرفاً طبقه کارگر در همین راستا ، طلب
حقوق معوقه و امنیت شغلی دست به اعتراضات و اعتصاب می زنند. طبقه کارگر برای اینکه
بتواند از این نابرابری و بی حقوقی و مشقات روزمره ای، که سرمایه داران به کارگران
تحمیل کرده اند ، و هر روز به فشارخود می افزایند ، رها یا بند، باید همان طور که قبلا عرض کردم ،با اتحاد و همبستگی ، تلاش
برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری را در دستور کار خود گذاشته و برای برون رفت از
این وضعیت اسف بار که سرمایه داری به وجود آورده است ، طبیعتا تنها راه چاره،
اتحاد و همبستگی در راستای مبارزه با نظام سرمایه داری می باشد.
سهرابی . با تشکر از شما دوست عزیز صدیق سبحانی. از اینکه تجاربی از روند اعتصاب و اعتراضات
کارگران نساجی کردستان را برای ما و دیگر کارگران بیان کردی بی شائبه سپاسگزارم. ما بر این عقیده هستیم که انتقال تجارب و چگونگی روند اعتراضات
کارگری می تواند برای آینده ،چراغ راه و آئینه ای تمام نما باشد که کارگران بتوانند از این تجارب به
نفع خود در اعتراضات بعدی سود جسته و از آن برای ادامه این کشمکش طبقاتی استفاده کنند. در آخر برای شما و تمامی
کارگران آرزوی پیروزی و موفقیت را دارم، زندگی پر از رفاه و آزادی ، بدور از
استثمار، تحقیرو تبعیض شایسته
ماست و این
ممکن نمیشود مگر با همت و اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران . به امید آن روز.
سبحانی . من هم از شما کمال تشکر را
دارم به امید پیروزی طبقه کارگر .موفق باشید.
شهریور 87
|